محمد علي حزين لاهيجي
60
فتح السبل ( فارسى )
نفس مرتسم مىشود و مضادّ هيأت علميّه كه از جهت قوّت نظريه حاصل مىشود نباشد ، و بعد از مفارقت موجب تأذّى و انجذاب به سوى علايق جسميّه نگردد تا از كمال سعادت عقليّه محروم نشود . دوّم مهيّا ساختن نفس براى به كار بردن نظر و تكميل قوّت نظريّه كه غايت اصليّهء وجود نفس ناطقه است ، و براى حصول غايات مطلوبه از قوّت عمليه كه متعلّق است به حفظ بدن و نظام بر وجه صواب به طريق سهولت . و قوّت عمليّه را خدم و جنود بسيار است كه رئيس و اصل آنها دو قوت است : يكى شهوت ، و ديگرى غضب . و هر يك از آن جنود و قواى متكثّره را دو طرف است : يكى طرف افراط و ديگرى طرف تفريط . و طرف افراط هر قوّتى موجب اخلال به غايت و مقصود اولى از غايتين مذكورتين و اخلال به جزء اول از غايت ثانيه است . و طرف تفريط موجب اخلال به جزء دوم از غايت ثانيه و محافظتش بر وسط مؤدّى به حصول كلتا الغايتين ؛ پس ضبط هر كدام از قوا بر وسط فضيلت است ، و ميل هر كدام به يكى از طرفين ، رذيلت . و بالجمله : در توسّط دو معنى معتبر است : يكى كسر قوّت و ازالهء وى از مرتبهء شدّت كه « افراط » عبارت از آن است ؛ دوّم ابقاى قوّت و استعمال وى فى الجملة و عدم اعدام بالكلّيه كه « تفريط » عبارت از آن است . و اين هر دو معنى مطلوب است لأجل الغايتين المذكورتين « 1 » . و اما قوّت عقليّه ، كه او را از جهت قدرت بر تحصيل مجهولات نظريّه ، « عقل نظرى » ، و از جهت قدرت بر تميز ميان جميل و قبيح و صحيح و فاسد « قوّت مميّزه » ، و از جهت قدرت بر تصرّف و امور به حسب مصالح ، « قوّت تدبيريّه » خوانند ، افراطش در تحصيل علوم نظريّه مذموم نيست و توسط در آن مطلوب نه ، بلكه هر چند در آن افزايد
--> ( 1 ) . و هذا معنى كلام الشيخ ، فى الشفا : الوساطة تطلب في الأخلاق لجهتين : فأما ما فيها من كسر القوى فلأجل زكاء النفس خاصّة و ليستفاد و بها الهيئة الاستعلائيه و أن يكون تخلّصها من البدن ، تخلّصا نقيّا ، و أما ما فيها من استعمال هذه القوى فلمصالح دنيوية » . نك : الشفاء ، الالهيات : ص 454 الفصل الخامس من المقالة العاشرة و گوهر مراد 669 .